وظایف و اختیارات شوراها در قانون اساسی
از خلال بررسی اصول قانون اساسی در خصوص شوراها میتوان وظایف و اختیارات زیر را برای شوراها در نظر گرفت:
1- ادارهی امور
«... شوراها از ارکان تصمیمگیری و ادارهی امور کشورند ...»[1]
شورای اسلامی محلی به عنوان یکی از ارکان نظام جمهوری اسلامی، وظیفه ی «تصمیمگیری و ادارهی امور محلی» را بر عهده دارند و میتوانند برای ارتقای وضع عمرانی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی، آموزشی و سایر امور رفاهی مبادرت به تصمیمگیری و ادارهی آن کنند.
قانون اساسی، رسالت سنگین «ادارهی امور» را برعهده شوراها دانسته یعنی علاوه بر حوزهی تصمیمگیری براساس اصل حاکمیت مردم[2]، ادارهی امور توسط نمایندگان مردم در شوراها را هم جزء وظایف این نهاد مردمی دانسته است.
2- نظارت بر ادارهی امور
از جمله مهمترین وظایف شوراهای محلی شهر و روستا و بخش و شهرستان و استان و شورای عالی استانها، مسئله نظارت بر حُسن جریان امور است. البته این نظارت جنبهی تشریفاتی ندارد بلکه اعضای شوراها میتوانند در چارچوب قوانین مصوب و در حوزهی عملکرد خود براساس قانون اساسی[3] برای پیشبرد امور اختیارات نظارتی را مدنظر داشته باشند و به عنوان تصمیمگیر و ناظر، اجرای برنامههای مختلف در محل را پیگیری کنند و هرجا قصور یا تقصیری مشاهده کردند با ابزارهای قانونی جلوگیری نمایند و در برخی شوراها مثل شورای شهر رأساً اقدام به انتخاب شهردار موردنظر نمایند تا کارها براساس دیدگاههای قانونی و منطقی اعضای شورا پیش برود.
البته با توجه به اهمیت «شورای عالی استانها» در میان سایر شوراهای اسلامی، قانون اساسی طی اصول 101 و 102، وظایف و اختیارات کلی شورای مذکور را بیان نموده است البته تعیین جزئیات فعالیت این شورا به قانون عادی واگذار گردیده است. با بررسی اصول مذکور میتوان وظایف و اختیارات کلی ذیل را برای نهاد شورای عالی استانها درنظر گرفت.
الف) نظارت و هماهنگی امور شوراها
درست است که شوراهای محلی در سراسر کشور درخصوص مسائل محلی و غیرمحلی یک سری اختیارات دارند و میتوانند در چارچوب قوانین به اقدامات ابتکاری بپردازند ولی این حق نبایستی باعث تفاوت در درازمدت بین شوراها بشود و هر شورا فارغ از سیاستهای کلی نظام راه خود را در پیش بگیرد که این وضع بسیار نامطلوب است.
هدف قانونگذار اساسی نیز چنین بوده است که «در بهرهبرداری از منابع طبیعی و استفاده از درآمدهای ملی در سطح استانها و توزیع فعالیتهای اقتصادی میان استانها و مناطق مختلف کشور، باید تبعیض در کار نباشد، بطوری که هر منطقه فراخور نیازها و استعداد رشد خود، سرمایه و امکانات لازم در دسترس داشته باشد.»[4] در این راستا وظیفه «نظارت و هماهنگی امور» برعهدهی شورای عالی استانها میباشد.
ب) تهیه و تقدیم طرحهای قانونی
چون شوراهای محلی برخاسته از متن مردم هستند و نزدیکترین ارتباط را با مردم دارند بطور طبیعی ضرورتها، نیازها، خواستهای منطقی مردم را بهتر تشخیص میدهند، میتوانند با اختیاری که قانون اساسی به شورای عالی استانها اعطا کرده است، از طریق شوراهای فرودست به تهیه و تدوین قوانین لازم برای شوراها اقدام نمایند و از طریق شورای عالی استانها به مجلس ببرند تا آنجا تصویب شود.
چرا که قانون اساسی به شورای عالی استانها این امکان را داده است که طرحهای خود را مستقیماً یا از طریق دولت به مجلس پیشنهاد کند.
در واقع شخصیت حقوقی و استقلال شوراها ایجاب میکند که شورای عالی استانها مستقیماً بتواند به ارائه طرحهای خود در مجلس اقدام نماید هرچند اگر این کار را برای هماهنگی بهتر و بیشتر با دولت از طریق دولت انجام دهند شایستهتر است چـرا که به هر تقدیر عمدهی وظایف اجرایی در کشور ما زیرنظر قوهی مجریه است.
در قانون پیشبینی شده است که «شورای عالی استانها میتواند نماینده یا نمایندگانی را جهت دفاع از طرحهای قانونی خود که با اختیار حاصل از اصل یکصد و دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به طور مستقیم به مجلس شورای اسلامی یا هیئت وزیران پیشنهاد مینماید، انتخاب و معرفی کند.»[5]
مبحث دوم: وظایف و اختیارات شوراها در قوانین عادی
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در قالب فصل هفتم وظایف و اختیارات کلی شوراها بیان شده است و تعیین حدود و ثغور وظایف و اختیارات و تکالیف برعهدهی قوانین عادی مصوب مجلس شورای اسلامی میباشد، که در همین راستا مجلس در دورههای مختلف مبادرت به تصویب قوانین درخصوص شوراها نموده است.
که در ادامهی مطالب ابتدا وظایف و اختیارات شوراها در قوانین قبل از سال 1375 و پس از آن قوانین شوراها بعد از سال 1375 بحث و بررسی میگردد.
گفتار اول: وظایف و اختیارات شوراها در قوانین قبل از 1375
در سالهای آغازین جمهوری اسلامی اولین قانونی که درخصوص شوراها به تصویب رسیده است، «قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری مصوب 1361» میباشد.
«این قانون در سال 1365 با اصلاحیهای تحت عنوان «قانون اصلاح قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری و انتخابات شوراهای مذکور» اصلاح گردد و مجدداً در سال 1369 با تصویب «قانون پارهای از مواد قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری سال 1361 و قانون اصلاح قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری و انتخابات شوراهای مزبور سال 1365» وظایف و اختیارات شوراهای اسلامی پیشبینی شده در قانون شوراها مصوب 1361 اصلاح شده است.»[6]
از بررسی قانون شوراها مصوب 1361 میتوان نتیجه گرفت ابعاد وظایف و اختیارات شوراها در دو بعد کلی و محلی تقسیمبندی شده است که ما در این بخش وظایف کلی شوراها را براساس قوانین قبل از سال 1375 و سپس وظایف و اختیارات محلی را براساس همان قوانین بیان میکنیم:
الف- وظایف و اختیارات کلی شوراها
«وظایف و اختیارات کلی شوراها را در چهار قسمت به ترتیب ذیل میتوان ارائه کرد:»[7]
1) وظایف مشورتی
از جملهی مهمترین وظایف شوراها در سراسر کشور بررسی و شناخت نیازها، خواستها و مطالبات مردم در حوزههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی میباشد. شوراها میتوانند با شناسایی این مسایل و ارائهی راهحلهای منطقی جهت رفع مشکلات مردم به عنوان بازوی مشورتی موفق و با دید کارشناسی عمل کرده تا مسئولین دولتی مستقر در محل با اشراف بهتر در پی حل مشکلات اهالی محل باشند.
در واقع اعضای شوراها نقش مشورتی پررنگی برای اطلاعرسانی و نیازسنجی و انتقال این دادهها به شوراهای مافوق و نمایندگان محل در مجلس شورای اسلامی برعهده دارند. موارد مذکور بخشی از وظایف مشورتی شوراها در قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری مصوب 1361 میباشد.[8]
2) وظایف و اختیارات نظارتی
«نظارت دقیق بر ادارهی امور حوزه انتخابیه و حسن اجرای تصمیمات شورا و قوانین کشوری و طرحهای مصوب، پیگیری شکایات مردم در مورد نارسایی سازمانها و ادارات حوزهی مربوطه از طریق مقامات مسئول و نظارت بر اجرای هماهنگ و کامل برنامههای مصوب در زمینههای اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی و آموزشی و سایر امور رفاهی»[9] از موارد وظایف و اختیارات شوراها در بحث نظارت میباشد.
3) وظایف و اختیارات مربوط به برنامهریزی
شوراها میتوانند در چارچوب قوانین موضوعه و به منظور جلب مشارکتهای مردم در زمینهی ارائهی خدمات اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی با موافقت و هماهنگی با مراجع ذیصلاح اقدام به برنامهریزی نمایند.[10]
4) وظایف اجرایی
شوراها میتوانند در راستای کمک به مسئولین محلی در انجام وظایف خود بنا به درخواست ایشان، اقدام به کارهایی از قبیل پخش مواد سوختی و ارزاق عمومی، آمارگیری و تحقیقات محلی نمایند.[11]
با توجه به وظایف کلی شوراها میتوان به دو نکتهی مهم از نقش این نهاد مردمی به عنوان نظارت بر ادارهی امور کشور و حسن جریان امور محلی و منطقهای اشاره کرد.
«1- بررسی و شناخت کمبودها و نیازها و نارساییهای اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی حوزه انتخابیه و تهیه طرحها و پیشنهادهای اصلاحی و ارائه آن به شورای مافوق، باعث ارائهی پیشنهادهای لازم درخصوص رفع مشکلات از طریق نظام سلسله مراتبی شوراها به شورای عالی استانها میشود.
شورای عالی استانها نیز در راستای اصل 102 قانون اساسی حق دارد در این زمینه با بررسی پیشنهادهای رسیده از سوی شورای استانها طرحهایی تهیه و مستقیماً یا از طریق دولت به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد کند. با توجه به اینکه شوراهای اسلامی، صالحتر از هر نهاد دیگری جهت انعکاس نیازهای محلی میباشند و با عنایت به اینکه نمایندهی شورای عالی استانها حق حضور در مجلس و دفاع از طرح ارائه شده دارد،[12] نقش شوراها در اصلاح امور کشور و حل مشکلات مردم بیش از پیش نمایان میشود.»[13]
2- یکی از وظایف مهم شوراها «ایجاد روحیه همکاری مردم با مسئولان کشور»[14] است؛ که برای انجام این وظیفه مهم شایسته است افرادی برای حضور در عرصهی شوراها توسط مردم انتخاب شوند که خود دارای روحیهی کار جمعی و همدلی و همکاری باشند تا بتوانند مردم را نیز برای تحقق این مهم همراه و همگام خود سازند.
ب) وظایف و اختیارات اختصاصی (محلی)
وظایف و اختیارات محلی شورای اسلامی شهر، شهرستان، استان و شورای عالی استانها در قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری مصوب 1361 و اصلاحیههای بعدی در سالهای 1365 و 1369 بیان گردیده است که به ترتیب ارائه میگردد.
1) وظایف و اختیارات شورای شهر
براساس قانون سال 1361 و اصلاحیههای بعدی آن وظایف شورای شهر به سه دسته تقسیم میگردد:
1-1) نظارت بر اقدامات شهرداری
مهمترین بازوی اجرایی شورای شهر، شهرداری میباشد که نظارت شورای شهر به اقدامات این نهاد لازم و حیاتی است. به همین دلیل قانون شوراها مصوب 1361 به شورای شهر اختیار نظارت بر حسن اداره و حفظ سرمایه و دارایی نقدی و اموال منقول و غیرمنقول شهرداریها و درآمد و هزینه آن و نیز نظارت بر اجرای وظایف شهرداری در امور بهداشت حوزهی شهر و مؤسسات و البته به شهرداری را داده است.[15]
1-2) تصویب مقررات شهری و شهرداری
به موجب قانون شوراها مصوب 1361، تصویب نرخ کرایهای وسایل نقلیه در شهر،
تصویب مقررات برای تنظیم آبهای شهر و تصویب آییننامههای پیشنهادی شهرداری از اختیارات شورای اسلامی شهر میباشد.[16]
1-3) اخذ عوارض
بنا به ضرورت و با توجه به ویژگیهای اقتصادی هر محل و در حالیکه درآمدهای پیشبینی شده برای شـورای شهر و شهرداری کافی نباشد، شـورای شهر اختیار دارد با تنفیذ مقام ولایت فقیه، برای تأمین هزینههای شهرداری عوارضی را معین نماید.[17]
2) وظایف و اختیارات شورای شهرستان
2-1) بررسی طرحهای عمرانی
شورای شهرستان با بررسی طرحهای عمرانی که شوراهای مادون (شورای روستا، شورای بخش و شورای شهر) پیشنهاد دادهاند، اولویتها را براساس امکانات تعیین و در قالب اعتبارات مصوب، طرحهای مذکور را تصویب میکند.[18]
2-2) ابلاغ نارساییها و مشکلات
یکی از وظایف مهم شورای شهرستان ابلاغ نارسایی و مشکلات موجود در سطح منطقه به مقامات دولتی مستقر در شهرستان است، تا ایشان تدابیر لازم را بیندیشند و راه را برای پیشبرد برنامههای مختلف عمرانی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزش و سایر امور رفاهی هموار سازند و باعث بهبود فعالیت نهادها و دستگاههای اجرایی شوند. در صورت بیتوجهی به تذکرات شورای استان، این شورا میتواند درخواست توبیخ یا برکناری متخلفین را از دستگاههای مربوطه با ذکر دلیل خواستار شود.[19]
3) وظایف و اختیارات شورای استان
3-1) بررسی طرحها و اظهارنظر حسب مورد
یکی از وظایف مهم شورای استان رسیدگی به طرحها و پیشنهادهای رسیده از
شورای هر شهرستان است که پس از تعیین اولویتها توسط شورای استان، جهت اجرا به مقامات اجرایی استان ارائه میگردد. همچنین شورای استان در خصوص برنامههای عمرانی و نیازهای هر شهرستان اظهارنظر میکند و نظرات خود را به مسئولین مربوطه اعلام میدارد.[20]
3-2) نظارت بر اجرای بودجهی استان
نظارت بر بودجهی استان از حیث رعایت شرایط مساوی و برابر برای تقسیم امکانات و بودجه از جمله وظایف شورای استان است. همچنین از دیگر ابزارهای نظارت در این زمینه آن است که مقاطعهکاران و مجریان پروژهها و طرحهای عمرانی بایستی مورد تأیید شورای استان باشند.[21]
4) وظایف و اختیارات شورای عالی استانها
از خلال بررسی وظایف و اختیارات شورای عالی استانها براساس قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری مصوب 1361 میتوان قائل به موارد زیر شد:
4-1) نظارت و هماهنگی امور شوراها
به لحاظ سلسله مراتب اداری، شورای عالی استانها در رأس هرم شوراهای محلی کشور قرار دارد. این ویژگی شورای عالی استانها باعث میشود که این نهاد بتواند به منظور هماهنگی امور شوراها «اقدام به تهیه و تدوین آئیننامههای داخلی شوراها»[22] بنماید. تا شوراهای مادون در انجام وظایف خود از یک رویه پیروی کنند.
همچنین به دلیل مشارکت شورای مذکور در «تنظیم برنامه و بودجهی عمرانی استانها»[23] میتواند با تدابیری جلوی تبعیض را در بین استانهای مختلف کشور بگیرد و در این راه جریان عمومی ادارهی کشور را به سوی عدالت رهنمون سازد.
4-2) تهیه و تقدیم طرحهای قانونی
چون شوراهای محلی بیشترین ارتباط را با اقشار مردم در سطوح مختلف دارند بطور طبیعی قادر به تشخیص ضرورتهای محلی میباشند. که در این راستا قانونگذار به شورای عالی استانها اختیار داده است تا با بررسی طرحهای پیشنهادی شوراهای مادون اقدام به تهیه و تدوین طرحهای قانونی جهت ارائه به دولت یا مستقیماً به مجلس شورای اسلامی بنمایند تا گرهگشای مشکلات مردم در امور محلی باشد.
در این زمینه قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری، این شورا را موظف کرده است که «طرحهای تولیدی، صنعتی، کشاورزی، آموزشی، اداری، خدماتی و نظایر آنها را که از سوی شوراهای استانها در جهت جلوگیری از تبعیض و جلب همکاری و ایجاد هماهنگی میان استانها رسیده، مورد بررسی قرار دهد و در صورت تأیید به عنوان طرح قانونی به مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید.»[24] پس از تقدیم طرح به مجلس «نمایندهی شورای عالی استانها حق حضور در مجلس و دفاع از طرح را دارد.»[25]
4-3) ارتباط شوراها با دستگاههای اجرایی
با توجه به اینکه امور اجرایی عمدتاً در دست مسئولین و مقامات دولتی است و از طرف دیگر شوراها در چارچوب قوانین صلاحیت وضع مقررات در امور محلی را دارند، لذا شایسته است بین دو نهاد شوراها و دستگاههای اجرایی همکاری و هماهنگی باشد. در این بین شورای عالی استانها به عنوان عالیترین نهاد شورایی در امور محلی نقش مهمی دارد و میتواند با برقراری ارتباطی سازنده با مأمورین دولتی به رفع مشکلات شوراها کمک شایانی بنماید.
همچنین شورای عالی استانها موظف است «طرح و پیشنهادهای واصله از طرف شوراها را بررسی و مورد تبادل نظر قرار داده، اولویتها را تعیین و به مقامات اجرایی ارجاع نماید.»[26] و این شورا بایستی «بر اجرای برنامه و بودجهی عمرانی نظارت داشته و دستگاههای مربوطه موظفند گزارش ماهیانه و سالیانه و هزینه و وضعیت پیشرفت کار عمرانی خود را به اطلاع شورای عالی استانها برسانند.»[27]
آنچه از نظر گذشت، وظایف و اختیارات شوراهای اسلامی در ردههای مختلف با عنایت به قانون شوراها مصوب 1361 بود ولی با اصلاحات سال 1365 و 1369 قانون شوراها برخی از مسائل حوزهی شوراها دچار تغییر و تحول شد؛ از جمله:
«- نظارت بر حسن اجرای قوانین کشوری از سرفصل وظایف شوراها حذف گردید.
- عزل و نصب شهردار از فهرست اختیارات کلی شوراها حذف و جزو وظایف و اختیارات اختصاصی شورای شهر قرار گرفت.
- نصب شهردار در تهران و مراکز استانها موکول به پیشنهاد شورای شهر و حکم وزیر کشور گردید.
- تأیید مقاطعهکاران و مجریان پروژهها و طرحهای عمرانی استان از فهرست وظایف و اختیارات شورای استان حذف گردید.»[28]
[1] - اصل هفتم قانون اساسی.
[2] - اصل ششم قانون اساسی.
[3] - اصل یکصدم قانون اساسی.
[4] - اصل چهل و هشتم قانون اساسی.
[5] - مادهی 32 آییننامه اجرایی انتخاب شوراهای اسلامی شهرستان، استان و شورای عالی استانها مصوب 30/4/1381 هیأت وزیران.
[6] - چوپانی یزدلی- محمدرضا، جایگاه حقوقی سیاسی شوراها در جمهوری اسلامی ایران- انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ اول 1382 ص 122.
[7] - عناوین وظایف از کتاب ادارهی امور سازمانهای محلی و شهرداری نوشته محمد شکیبا مقدم اقتباس شده است- نشر هور 1374 ص 213 و 214.
[8] - بندهای 1و 2و 4و 8و 15 مادهی 19 قانون شوراها مصوب 1361.
[9] - بندهای 3و 5و 9 مادهی 19 قانون شوراها مصوب 1361.
[10] - بند 6 مادهی 19 قانون شوراها مصوب 1361.
[11]- بند 10 مادهی 19 قانون شوراها مصوب 1361.
[12]- مادهی 51 قانون شوراها مصوب 1361.
[13]- محمدرضا چوپانی یزدلی- جایگاه حقوقی سیاسی شوراها در جمهوری اسلامی ایران- انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ اول زمستان 1382 ص 124 و 125.
[14]- بند 7 مادهی 19 قانون شوراها مصوب 1361.
[15] - بندهای 2و3 ماده 35 قانون شوراها مصوب 1361.
[16] - بندهای 4و 5و 6 مادهی 35 قانون شوراها مصوب 1361.
[17] - بند 1 مادهی 35 قانون شوراها مصوب 1361.
[18] - بند 1 مادهی 38 قانون شوراها مصوب 1361.
[19] - بند 2 مادهی 38 قانون شوراها مصوب 1361.
[20] - بندهای 1و2 مادهی 40 قانون شوراها مصوب 1361.
[21] - بند 4 مادهی 40 قانون شوراها مصوب 1361.
[22] - مادهی 44 قانون شوراها مصوب 1361.
[23] - مادهی 48 قانون شوراها مصوب 1361.
[24] - مادهی 47 قانون شوراها مصوب 1361.
[25] - مادهی 51 قانون شوراها مصوب 1361.
[26] - مادهی 45 قانون شوراها مصوب 1361.
[27] - مادهی 50 قانون شوراها مصوب 1361.
[28] - شوراها در حقوق ایران، مجموعه مقالات همایش شوراهای اسلامی و مشارکت مردمی، ج دوم، انتشارات دفتر امور اجتماعی معاونت سیاسی اجتماعی وزارت کشور، 1377 ص 10 و 11 به نقل از محمدرضا چوپانی یزدلی- جایگاه حقوقی سیاسی شوراها در جمهوری اسلامی ایران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی- چاپ اول زمستان 1382 ص 135.
این وبلاگ توسط احسان پورمحمود حقوقدان، عضو هیأت علمی دانشگاه و نویسنده کتاب های "حقوق شوراهای محلی" و "حقوق انتخاباتی در نظام سیاسی ایران" به منظور ترویج آموزه های فرهنگی، اجتماعی و حقوقی در حوزه مشارکت های مردمی در زمینه مدیریت شهری و امور محلی در بستری نظام مند و در راستای رسالت آموزشی مدیر وبلاگ راه اندازی شده است.