رسیدگی به تخلفات شوراها و نحوه ی انحلال آنها
گفتار اول: انواع نظارت
به موجب اصل یکصد و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: «انحلال شوراها جز در صورت انحراف از وظایف قانونی ممکن نیست. مرجع تشخیص انحراف و ترتیب انحلال شوراها و طرز تشکیل مجدد آنها را قانون معین میکند. شورا در صورت اعتراض به انحلال حق دارد به دادگاه صالح شکایت کند و دادگاه موظف است خارج از نوبت به آن رسیدگی کند.»[1]
از حیث اینکه شوراهای اسلامی محلی واجد شخصیت حقوقی و دارای حق تکلیف میباشند بایستی تحت نظارت و مراقبت قرار گیرند تا دچار انحراف از وظایف قانونی خود نشوند.
راههای نظارت به دو روش قابل تصور است:
1) نظارت سلسله مراتبی 2) نظارت دولتی
بند اول) نظارت سلسله مراتبی
براساس قانون شوراها مصوب 1361؛ «شوراها در حدود وظایف و اختیارات خود در برابر شورای مافوق مسئولند و مجلس شورای اسلامی در حکم مافوق شورای عالی استانها میباشد.»[2]
با بررسی قانون سابق شوراها، نتیجهای که بدست میآید این است که در آن قانون برای شوراهای مافوق صلاحیت نظارت بر تصمیمات و اقدامات شوراهای مادون قائل شده بودند. یعنی اگر تخلفی توسط شوراهای مادون صورت میگرفت، دستگاه صالح به رسیدگی، شورای مافوق آن بود و با این روش نظارت سلسله مراتبی رعایت میگردید. همچنین براساس قانون سابق شوراها، هرگاه مقامات اجرایی نظیر استاندار، فرماندار و ... نسبت به تصمیمات ابلاغ شدهی شوراها اعتراض داشته باشند، میتوانند نظر خود را به شورای مربوطه ابلاغ نمایند. و در صورت عدم تجدیدنظر، مراتب را به شورای مافوق احاله دهند، رأی آن شورا قطعی خواهد بود.
البته با تشکیل شوراهای اسلامی محلی براساس قانون جدید (قانون شوراها مصوب 1375) نظام سلسله مراتبی براساس رابطهی عمودی، از بین رفت و حق رسیدگی به اقدامات غیرقانونی شوراهای مادون از شوراهای مافوق سلب شد و به مرجعی دیگر به نام «هیئت حل اختلاف و رسیدگی به شکایات» واگذار شد. براساس این قانون «مصوبات کلیه شوراهای موضوع این قانون در صورتی که پس از دو هفته از تاریخ ابلاغ مورد اعتراض قرار نگیرد لازمالاجرا میباشد و در صورتی که مسئولین ذیربط آنرا مغایر با قوانین و مقررات کشور و یا خارج از حدود وظایف و اختیارات شوراها تشخیص دهند میتوانند با ذکر مورد و به طور مستدل حداکثر ظرف دو هفته از تاریخ ابلاغ مصوبه اعتراض خود را به اطلاع شورا رسانده و درخواست تجدیدنظر نمایند. شورا موظف است ظرف ده روز از تاریخ وصول اعتراض تشکیل جلسه داده و به موضوع رسیدگی و اعلام نظر نماید. در صورتی که شورا در بررسی مجدد از مصوبه مورد اختلاف عدول ننماید موضوع برای تصمیمگیری نهایی به هیأت حل اختلاف ذیربط ارجاع میشود. هیأت مذکور مکلف است ظرف پانزده روز به موضوع رسیدگی و اعلام نظر نماید.»[3]
بند دوم: نظارت دولتی
مهمترین وظایف شوراهای اسلامی محلی انجام امور محلی است و به هیچ وجه شوراها صلاحیت تصمیمگیری در امور ملی را ندارند و از طرفی چون امور ملی مربوط به دولت است، بنابراین برای جلوگیری از تخلفات شوراها، قانونگذار برای دولت صلاحیت نظارت بر تصمیمات و اقدامات شوراها قائل شده است تا بر اساس آن از دخالت شوراها در امور ملی و غیرمرتبط با وظایف شوراها جلوگیری نماید.
حال با توجه به قانون جدید شوراها و با عنایت به ترکیب هیأتهای حل اختلاف و رسیدگــی به شکایات و نقش دولتمــردان و نمایندگان آنها در عضویت هیأتها
میتوان قائل به نوعی نظارت دولت بر شوراها بود.[4]
[1] - اصل یکصد و ششم قانون اساسی.
[2] - مادهی 12 قانون شوراها مصوب 1361.
[3] - مادهی 80 قانون شورا مصوب 1375.
[4] - مادهی 79 قانون شوراها مصوب 1375.
این وبلاگ توسط احسان پورمحمود حقوقدان، عضو هیأت علمی دانشگاه و نویسنده کتاب های "حقوق شوراهای محلی" و "حقوق انتخاباتی در نظام سیاسی ایران" به منظور ترویج آموزه های فرهنگی، اجتماعی و حقوقی در حوزه مشارکت های مردمی در زمینه مدیریت شهری و امور محلی در بستری نظام مند و در راستای رسالت آموزشی مدیر وبلاگ راه اندازی شده است.