1. عضویت در هیأت بدوی و هیأت تجدیدنظر ادعای تکفل در نظام وظیفه
ماده 24
قانون نظام وظیفه عمومی مصوب 1363 بیان داشته است که «به وضع مشمولانی که ادعای
تکفل نمایند در مراکز شهرستانها و بخشها توسط هیأتی مرکب از اشخاص زیر رسیدگی میشود:
الف- بخشدار
محل یا نماینده او
ب- رئیس سازمان وظیفه عمومی
ج- نماینده
دادستان شهرستان یا نماینده دادگاه
د- نماینده
سپاه پاسداران محل
هـ- یک نفر
از نمایندگان شورای اسلامی شهرستان یا شورای اسلامی بخش یا شهر به معرفی شورای
مربوط طبق ماده 24 قانون نظام وظیفه شورای اسلامی شهرستان یا بخش یا شهر، در هیأت
بدوی رسیدگی به وضعیت ادعای تکفل، دارای نماینده است.[1]
ماده 26
قانون نظام وظیفه نیز «هیأت تجدیدنظر و رسیدگی به اعتراضات» را پیشبینی کرده که
این هیأت در مرحله بعد به اعتراضاتی که نسبت به مصوبات هیأت بدوی وجود دارد رسیدگی
میکند.
در ترکیب
هیأت مذکور علاوه بر فرماندار یا معاون او، فرمانده نظام وظیفه یا معاون او،
دادستان شهرستان یا یکی از دادیاران، فرمانده سپاه یا قائممقام وی، یک نفر به
انتخاب شورای اسلامی شهرستان مربوطه حضور دارند.
بدین ترتیب
نماینده شورای اسلامی شهرستان یکی از اعضای اصلی هیأت تجدیدنظر بوده که در آن
حضور مستقیم دارد.
2. کمیسیون ماده 64 قانون مالیاتهای مستقیم (کمیسیون
تقویم املاک)
ماده 64
قانون مالیاتهای مستقیم تعیین ارزش معاملاتی املاک را به عهده کمیسیون تقویم
املاک قرار داده است. در کمیسیون تهران 32 نفر معتمد محل، بصیر و مطلع در امور
تقویم املاک به معرفی شورای شهر و در مراکز استانها و شهرستانها نیز علاوه بر
سایر اعضا 2 نفر معتمد محل، بصیر و مطلع در امور تقویم املاک به معرفی شورای شهر
حضور دارند. در هر بخش و روستاهای تابعه (بر اساس تقسیمات کشوری) نیز دو نفر معتمد
محل، بصیر و مطلع در امور تقویم املاک توسط شورای بخش مربوط معرفی میشوند و در
کمیسیون عضویت خواهند داشت.
کمیسیون
تقویم املاک در تهران و به دعوت وزارت امور اقتصاد و دارایی و در شهرستانها به
دعوت مدیرکل یا رئیس اداره امور اقتصاد و دارایی در محل وزارت مزبور یا ادارات
تابعه آن تشکیل خواهد شد.
در ماده 64
قانون مالیاتهای مستقیم آمده است که جلسات کمیسیون با حضور کلیه اعضاء رسمیت مییابد
و تصمیمات متخذه با دوسوم آراء معتبر است.
بدین ترتیب
نماینده شورای شهر، در سطح تهران، شهرستانها و بخشها در کمیسیون تقویم املاک عضو
بوده و در تصمیمگیریها نقش مستقیم دارند. ذکر این نکته ضروری است که در قانون
فوقالذکر قید «به معرفی شورای شهر» آمده و این به آن مفهوم است که افراد عضو
کمیسیون هم میتوانند عضو شورا باشند و یا این که از بیرون توسط شورا به کمیسیون
معرفی شوند.[2]
3. سازمان مدیریت و برنامهریزی
در بند 5
ماده 78، مکرر 2 قانون اصلاحیه تشکیلات و وظایف شوراها (مصوب 6/7/82) آمده است که
«سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور موظف است یک نسخه از پیشنویس لوایح برنامههای
توسعه و بودجه عمومی کشور و استانها را پس از تهیه در اختیار شورای عالی استانها
قرار دهد. شورای عالی استانها پیشنهادهای اصلاحی خود را در مورد برنامه و بودجه
مذکور به سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور اعلام خواهد کرد.»[3]
موافق این
ماده، قانونگذار برای شورای عالی استانها در مورد برنامههای توسعه و بودجه کشور
جایگاه مشورتی قائل شده، که شورای عالی استانها نظرات اصلاحی خود را به این
سازمان منعکس کند.
4. کمیسیون نظارت بر اصناف
در قانون
نظام صنفی کشور که در تاریخ 24/12/82 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است، 2
کمیسیون در سطح شهرستانهای مراکز استان و سایر شهرستانهای استان پیشبینی شده
است.
در فصل اول
قانون نظام صنفی ماده 10 در تعریف کمیسیون نظارت چنین آمده
است: «کمیسیونی است که به منظور برقراری ارتباط و ایجاد
هماهنگی بین اتحادیهها و مجامع امور صنفی
با سازمانها و دستگاههای دولتی در راستای وظایف و اختیارات آنها و همچنین نظارت
بر اتحادیهها و مجامع امور صنفی هر شهرستان تشکیل میشود.»[4]
در ماده 48
فصل ششم آمده است که در کمیسیون نظارت شهرستانهای مراکز استانها و در سایر
شهرستانهای هر استان رئیس شورای شهر عضویت دارد.
تبصره 3
ماده 48 بیان میدارد که «در تهران، هیأت عالی نظارت وظایف کمیسیون نظارت را انجام
خواهد داد.» لازم به ذکر است که در ترکیب هیأت عالی نظارت نمایندهای از شورای
اسلامی عضویت ندارد.
5. ستاد توانمندسازی و سازماندهی اسکان غیررسمی
در بند
شماره 6 تصویبنامه مورخ 19/11/82 هیأت دولت آمده است که «به منظور هدایت و نظارت
بر اجرای طرحهای توانمندسازی و ساماندهی اسکان غیررسمی در استانهای درگیر، ستادی
تحت عنوان ستاد توانمندسازی و ساماندهی اسکان غیررسمی با عضویت استاندار و عالیترین
مقام استانی وزارتخانههای مسکن و شهرسازی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، کار و
امور اجتماعی، صنایع و معادن، اطلاعات، دادگستری، آموزش و پرورش، سازمانهای حفاظت
محیط زیست و مدیریت و برنامهریزی کشور، فرماندار شهرستان مربوط، شهردار و رئیس
شورای شهر مزبور، فرمانده ناحیه انتظامی استان و مدیران عامل شرکتهای آب و
فاضلاب، توزیع نیروی برق و گاز استان تشکیل میشود.»[5]
6. کمیسیون مرکزی مأموریت اعضای شوراهای اسلامی به خارج
از کشور
در تصویبنامه
شماره 3747/ت 3063 هـ مورخ 5/2/83 با عنوان آییننامه سفر اعضای شوراهای اسلامی
محلی به خارج از کشور آمده است که «به منظور نظارت، هماهنگی و تصمیمگیری درخصوص
مأموریت اعضای شوراهای اسلامی به خارج از کشور، کمیسیونی به ریاست معاون وزیر کشور
در امور اجتماعی و شوراها و با عضویت رئیس شورای عالی استانها و نمایندگان تامالاختیار
معاونت اجتماعی، سازمـان مدیریت و برنامهریزی کشور، معاونت امور کنسولی و مجـلس
وزارت امـور
خارجه و معاونت فرهنگی و سیاسی وزارت اطلاعات تشکیل
خواهد شد.»[6]
بدین ترتیب
ملاحظه میشود که در کمیسیون مذکور رئیس شورای عالی استانها نیز عضویت داشته و در خصوص اعطای مجوز
مأموریتهای خارج از کشور به شوراهای اسلامی متقاضی، همکاری مستقیم دارد.
7. ستاد استانی احیاء زکات
این ستاد با
هدف احیاء زکات در سطح مرکز تشکیل شده است و وظایف آن شامل سیاستگذاری، برنامهریزی
و هماهنگی امور مربوطه است. در بخشنامه 3/103/س مورخ 10/3/83 وزیر کشور در راستای
انجام وظایف استانی، ستادی در سطح هر استان پیشبینی شده که ریاست آن به عهده امام
جمعه و قائم مقام آن استاندار میباشد.[7]
در کنار
سایر مدیران و معتمدان استان، رئیس شورای اسلامی استان نیز در این ستاد عضویت
دارد.
در بخشنامه
مذکور اشاره شده است که ستادهای احیاء زکات در شهرستان و بخشها تشکیل میگردد اما
به ترکیب آنها اشارهای نرفته است. اما چنانچه ترکیب استانی در شهرستان و بخش به
عنوان الگو قرار گیرد رئیس شورای شهرستان و رئیس شورای بخش به ترتیب در ستاد احیاء
زکات شهرستان و بخش عضویت خواهند داشت.
تمام این
موارد اهمیت شوراها را بیان میکند. اما در کنار آن مسئولیت این نهاد را نیز مضاعف
مینماید. زیرا همچنان که اشاره شد، روح این ماده قانونی انطباق و سازگاری مناسبی
با وظایف و عملکرد شوراهای اسلامی دارد و حتی تحقیقات نشان میدهد که شوراهای
اسلامی نمونه کشوری در «کسب سرمایه اجتماعی» که یکی از مؤلفههای 16گانه توسعه
پایدار به شمار میآید از موفقیت نسبی بیشتری نسبت به سایر مؤلفهها برخوردار بودهاند.
در یک بررسی
کلی از نقشها و وظایف شوراهای اسلامی در قانون برنامه چهارم
توسعه میتوان گفت که در مجموع قانونگذار به موارد گفته
شده در خصوص شوراهای اسلامی بسنده نموده است. اما محدود بودن کمی این نقشها نباید
مانع از نگاه به اهمیت کیفی آنها باشد. زیرا نقش مستقیم شوراهای اسلامی در نظارت و
مشارکت اجتماعی، صدور سند مالکیت، قبول فعالیتهای دستگاهها در شهر و روستا،
نظارت بر نرخ خدمات گاز و تصویب دستورالعمل مطالبات شهرداریها دارای اهمیت ویژهای
است که به تبع آن آمادگی لازم برای انجام آنها توسط شوراها نیز طلب میشود. به همین سان توجه به شوراهای اسلامی
شهر و روستا در مقایسه با برنامه سوم توسعه نیز افزایش کمی و کیفی قابل ملاحظهای
یافته است. به طوری که در برنامه سوم در موارد محدود و به طور غیرمستقیم به شوراها
توجه شده بود، اما در برنامه چهارم نقشها کیفی و مهمتر میباشند و این نگاه نوید
دهنده آن است که تأثیرات مثبت فرایند نهادسازی در روستاها و بسط و تعمیق حکومتهای
محلی به صورت تدریجی در حال تجلی است.
بدین ترتیب
ملاحظه میشود که در برخی از شوراها، نمایندگان شوراهای اسلامی به طور مستقیم حضور
دارند. مانند شورای آموزش و پرورش و در بعضی از شوراها حضور آنان به عنوان ناظر
است مانند شورای برنامهریزی و توسعه استان و کارگروههای آن و در برخی از شوراها
نیز نقش مشورتی آنها مورد توجه قرار میگیرد.
مانند شورای عالی معماری و شهرسازی.
بدیهی است
که ایفای نقش پویا و حضور فعالانه در سه سطح مستقیم، ناظر و مشاور توسط شوراهای
اسلامی شهر میتواند موجبات ارتقاء نقشها و تأثیرات مستقیم در تصمیمگیریها را
به دنبال داشته باشد و همچنین باید افزود حضور و تأثیر در تصمیمات شوراهای مختلف
اگر توسط اعضای شوراهای اسلامی مورد اهتمام جدی واقع شود میتواند پتانسیل و انرژی
ذخیره شدهای از تأثیرگذاری شوراها را آزاد نماید و این امر در گرو آماده بودن
اعضا و شناخت آنها از مأموریت سایر شوراها
خواهد بود.[8]