نگاهی به مشکلات شوراها
با اینکه با سپری شدن دو دورهی کامل، و با آغاز سومین دورهی شوراهای شهر و روستا امسال (1389) سال چهارم دورهی سوم میباشد. در سراسر کشور کارهای مثبت بسیاری در سراسر کشور صورت گرفته است ولی هنوز بستر برای انجام کارهای بیشماری یا فراهم نشده است یا بسترسازی لازم صورت نگرفته است، که میطلبد با تمهیدات شایسته اقدامات بیشتری در جهت کاهش مشکلات مردم اندیشیده شود، در این راستا برخی از مشکلات پیش رو در عرصهی اجرا و مسائل بین شوراها و شهرداران به شرح زیر است:
1. انتخاب شهردار
یکی از مهمترین وظایف شوراهای اسلامی در هر شهر انتخاب شهردار است. در واقع شهردار بعنوان بازوی اجرایی شورای شهر عمل میکند و نقش شهردار در پیشبرد برنامههای عمرانی، آموزش، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، شهرسازی و سایر امور رفاهی بسیار مهم است. که با اجرایی شدن قانون شوراها وظیفهی خطیر انتخاب شهردار برعهده شورا نهاده شده است.
تقریباً در اکثر شهرها مسئلهی انتخاب شهردار با معیار قرار دادن مسائل فنی و علمی و تجربی و بدون دخالت عوامل سیاسی، مشکلی ایجاد نمیکند، ولی در برخی شهرها بخصوص شهرهای کوچک که مسائل قومی و در شهرهای بزرگ مسایل سیاسی تعیین کننده است، اعضای شورا متأثر از جریانات قومی یا سیاسی دچار دو یا چند دستگی میشوند که اولین نتیجهی سوء آن عدم تفاهم در انتخاب شهردار است که در برخی جاها بصورت یک معضل درمیآید و میتواند از موجبات انحلال شورا باشد.
2. غیبت اعضا
بـراساس اصلاحیه قـانون شوراهـا: «جلسات شوراهـا علنی و با حضور دو سوم اعضای اصلی رسمیت مییابد.»[1] بنابراین یکی از روشهای از رسمیت انداختن جلسات شورای شهر عدم حضور در جلسه علنی است. از این حربه معمولاً گروه اقلیت یا کسانی که با دستور کار شورا مخالف هستند استفاده میکنند تا با عدم حضور خود جلوی تصویب مصوبهای را که با آن مخالف هستند را بگیرند. این مسئله به یکی از مشکلات شوراها تبدیل شده است چون اعضا با غیبتهای مکرر جلو استمرار کار شورایی را میگیرند و باعث اخلال در امور شهر میشوند. و براساس آییننامه داخلی شورای اسلامی شهر «غیبت از جلسات شورا با اطلاع رئیس شورا و
از جلسات کمیسیونها با اطلاع رئیس کمیسیون مربوط امکانپذیر است.»[2]
براساس قانون شوراها غیبت غیرموجه اعضا شورا موجب سلب عضویت میگردد: «غیبت غیرموجه اعضاء شورا در طول یک سال با تشخیص و تصویب شورا به شرح زیر منجر به سلب عضویت میشود.
1- شورای روستا و شهر: دوازده جلسه غیرمتوالی و یا شش جلسه متوالی
2- شورای بخش: هشت جلسه غیرمتوالی و یا چهار جلسه متوالی
3- شورای شهرستان: شش جلسه غیرمتوالی و یا سه جلسه متوالی
4- شورای استان: چهار جلسه غیرمتوالی و یا دو جلسه متوالی
5- شورای عالی استانها: سه جلسه غیرمتوالی و یا دو جلسه متوالی»[3]
بنابراین به راحتی هر عضو شورا نمیتواند خودسرانه تصمیم به عدم حضور در جلسهی علنی بگیرد و این تصمیم عواقب سوء برایش در پی دارد. در واقع قانونگذار خواسته است با این راهکار جلوی غیبتهای بدون دلیل اعضا را بگیرد تا وقفهای در کار شورا ایجاد نگردد. چرا که در تبصره همان ماده آمده است: «تشخیص موجه بودن غیبت و تأخیر و تعجیل در جلسات شورا برعهده شورا و در جلسات کمیسیونها با تصویب کمیسیون میباشد و در هر صورت اعلان رسمی غیبت و تأخیر با رئیس شورا خواهد بود.»[4]
3. رسمیت جلسه در شورا و اکثریت مطلق و نسبی
یکی از راههای از اعتبار انداختن جلسات رسمی شورا، امتناع از حضور و یا امضاء نکردن صورت جلسه است. مطابق ماده 15 قانون شوراها، جلسات با دوسوم اعضای اصلی رسمیت مییابد و تصمیمگیری قانونی نیز با اکثریت مطلق اعضای حاضر در جلسه معتبر میباشد.
با بررسی آمار معلوم میشود، در مورد شورای 5 نفره دوسوم اعضا برابر با چهار نفر میباشد و حضور این چهار نفر است که به جلسه رسمیت میدهد و بدیهی است که تصمیم گیری قانونی این تعداد با اکثریت مطلق آنها یعنی نصف به علاوه یک (سه نفر) امکانپذیر خواهد بود. در مورد شورای هفت نفره دوسوم اعضا 5 نفر میباشد که اکثریت مطلق آن 4 نفر است، به همین سان در شورای 9 نفره دوسوم اعضا 6 نفر میباشد که اکثریت مطلق آن 4 نفر خواهد بود.
البته باید توجه داشت اگر اعضای بیشتری در جلسات حضور داشتند این نسبتها تغییر خواهد کرد. در این موارد برای تصمیمگیری در شوراها از اکثریت نسبی سخن به میان نیامده است ولی در مورد انتخاب اعضای شوراهای فرادست قید شده است که اگر با روش اکثریت مطلق انتخاب صورت نگرفت در مرحلهی بعد با اکثریت نسبی انتخاب صورت میگیرد.
4. سلب عضویت
براساس قانون شوراها «چنانکه هریک از اعضاء شوراهای موضوع این قانون شرایط عضویت را از دست داده و یا در انجام وظایف قانونی خود مرتکب قصور یا تقصیر شود یا اقدامی که موجب توقف یا اخلال در انجام وظایف شوراها گردد یا عملی خلاف شئون اعضاء شورا انجام دهد به شرح زیر به صورت موقت یا برای مدت باقیمانده دوره شورا سلب عضویت میگردد:
1- اعضاء شوراهای روستا و بخش به پیشنهاد شورای شهرستان و یا فرماندار و در مورد شورای شهر و شهرستان به پیشنهاد شورای استان و یا استاندار و تصویب شورای حل اختلاف استان
2- اعضاء شورای استان به پیشنهاد شورای عالی استانها و یا استاندار و در مورد شورای عالی استانها به پیشنهاد وزیر کشور و تصویب هیأت حل اختلاف مرکزی»[5]
بنابراین مرحله پیشنهاد توسط شوراها صورت میگیرد ولی مرحله تصمیمگیری توسط هیأتهای اختلاف میباشد.
5- مکاتبات شوراهای اسلامی شهر و روستا
«شورا میتواند با مسئولین اجرایی تا سطح شهرستان مستقیماً مکاتبه نماید و در صورت نیاز به مکاتبه با مسئولین بالاتر از طریق فرمانداری محل اقدام نماید.»[6] یکی از نکاتی که در بخش مکاتبات و برقراری ارتباط بین اعضای شوراها و دیگر مقامات بایستی مراعات گردد مسئله رعایت سلسله مراتب اداری است. مثلاً یک عضو شورای روستا یا شورای بخش بایستی خواستههای خود را از طریق دهیار در بخشداری، فرمانداری و استانداری پیگیری کند نه اینکه مستقیماً به وزارت کشور نامه ارسال کند یاعضو شورای یک شهر از طریق فرمانداری و یا شورای شهرستان، استان و یا شورای عالی استانها پیگیری کند نه اینکه مستقیماً به وزیر کشور یا رئیس جمهور نامه بنویسد. در این خصوص بایستی آموزشهای لازم با اعضای شوراهای سراسر کشور داده شود تا با اِشراف به قوانین جلو اتلاف انرژی در این زمینه گرفته شود.
[1] - مادهی 15 قانون شوراها مصوب 1/3/75 و اصلاحی 6/7/82.
[2] - مادهی 16 آییننامه داخلی شورای اسلامی شهر مصوب 24/1/84 هیأت وزیران.
[3] - مادهی 82 مکرر 1 قانون شوراها مصوب 1/3/75 و الحاقی 6/7/82.
[4] - تبصرهی یک مادهی 16 آییننامه داخلی شورای اسلامی شهر مصوب 24/1/84 هیأت وزیران.
[5] - ماده 82 قانون شوراها مصوب 1/3/75 اصلاحی 6/7/82.
[6] - ماده 21 آئیننامه اجرائی تشکیلات، ... و امور مالی شوراهای اسلامی بخش مصوب 11/1/1378 هیئت وزیران.
این وبلاگ توسط احسان پورمحمود حقوقدان، عضو هیأت علمی دانشگاه و نویسنده کتاب های "حقوق شوراهای محلی" و "حقوق انتخاباتی در نظام سیاسی ایران" به منظور ترویج آموزه های فرهنگی، اجتماعی و حقوقی در حوزه مشارکت های مردمی در زمینه مدیریت شهری و امور محلی در بستری نظام مند و در راستای رسالت آموزشی مدیر وبلاگ راه اندازی شده است.